inbrünstig
پرشور، با حرارت، با ایمان قلبی عمیق
Beispiele
- Die Nationalhymne wird vor jedem Länderspiel ''inbrünstig'' gesungen.سرود ملی قبل از هر مسابقه ملی با شور و حرارت خوانده میشود.
- Sie betet jeden Sonntag ''inbrünstig'' in der Kirche.او هر یکشنبه با دل و جان در کلیسا دعا میکند.