indigniert
رنجیده، خشمگین، برآشفته
Beispiele
- Er setzte eine auffällig ''indignierte'' Miene auf.او چهرهای به طرز محسوسی رنجیده به خود گرفت.
- Die Gräfin war äußerst ''indigniert'' über den Vorfall.کنستانس از این اتفاق بسیار خشمگین و برآشفته بود.
رنجیده، خشمگین، برآشفته