das indirektes Objekt

Aussprache: /ɪndiˈʁɛktəs ɔpˈjɛkt/
Worttrennung: in·di·rek·tes ·Ob·jekt
اسم

مفعول غیرمستقیم (مفعول داتیو)

Bedeutungen

1

عنصری از جمله که به طور غیرمستقیم تحت تأثیر فعل قرار می‌گیرد و معمولاً در حالت داتیو (گروی) است و اغلب به گیرنده یا دریافت‌کننده عمل اشاره دارد.

  • Er gibt seiner Mutter das Geschenk; 'seiner Mutter' ist das indirekte Objekt.او هدیه را به مادرش می‌دهد؛ 'به مادرش' مفعول غیرمستقیم است.
  • Das indirekte Objekt steht oft im Dativ.مفعول غیرمستقیم اغلب در حالت داتیو قرار می‌گیرد.
  • Kannst du mir bitte das Buch leihen? 'mir' ist das indirekte Objekt.می‌توانی لطفا کتاب را به من قرض دهی؟ 'به من' مفعول غیرمستقیم است.