indizieren

Aussprache: /ɪndiˈtsiːʁən/
Wortzerlegung: in·di·zie·ren
فعل

فهرست کردن، ممنوع‌الانتشار کردن (کتاب)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ)

به چیزی اشاره کردن، نشان دادن، دلیلی برای چیزی بودن.

  • Die Symptome indizieren eine schwere Krankheit.علائم نشان‌دهنده یک بیماری جدی هستند.
  • Seine Reaktion indizierte seine Überraschung.واکنش او نشان‌دهنده تعجبش بود.
2 etwas (Akkusativ)

(به ویژه در آلمان) یک رسانه (مانند فیلم، بازی) را در فهرستی قرار دادن که انتشار آن فقط با محدودیت مجاز است (به دلیل محتوای مضر برای جوانان).

  • Der Film wurde wegen seiner Gewaltdarstellung indiziert.این فیلم به دلیل نمایش خشونت ممنوع شد (در لیست محدودیت قرار گرفت).
  • Viele Spiele werden in Deutschland indiziert.بسیاری از بازی‌ها در آلمان محدود می‌شوند (در لیست ممنوعیت قرار می‌گیرند).