indizieren
فهرست کردن، ممنوعالانتشار کردن (کتاب)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
به چیزی اشاره کردن، نشان دادن، دلیلی برای چیزی بودن.
- Die Symptome indizieren eine schwere Krankheit.علائم نشاندهنده یک بیماری جدی هستند.
- Seine Reaktion indizierte seine Überraschung.واکنش او نشاندهنده تعجبش بود.
2
etwas (Akkusativ)
(به ویژه در آلمان) یک رسانه (مانند فیلم، بازی) را در فهرستی قرار دادن که انتشار آن فقط با محدودیت مجاز است (به دلیل محتوای مضر برای جوانان).
- Der Film wurde wegen seiner Gewaltdarstellung indiziert.این فیلم به دلیل نمایش خشونت ممنوع شد (در لیست محدودیت قرار گرفت).
- Viele Spiele werden in Deutschland indiziert.بسیاری از بازیها در آلمان محدود میشوند (در لیست ممنوعیت قرار میگیرند).