indulgierten
مجاز شمرده شده، اغماض شده
Bedeutungen
1
in + Akkusativ
اجازه دادن به خود برای لذت بردن از چیزی که معمولاً محدود یا ممنوع است؛ زیادهروی کردن در خوشگذرانی، غذا یا نوشیدنی، اغلب با احساس گناه یا افراط.
- Nach einer langen Phase harter Arbeit indulgierte er sich in den Freuden des Urlaubs.پس از یک دوره طولانی کار سخت، او خود را در لذتهای تعطیلات غرق کرد.
- Die Eltern indulgierten zu sehr in den Wünschen ihrer Kinder und verwöhnten sie übermäßig.والدین بیش از حد در خواستههای فرزندانشان زیادهروی کردند و آنها را به شدت لوس کردند.