induzieren
القا کردن، ایجاد کردن، تحریک کردن
Beispiele
- Um die Mutter zu retten, haben wir eine Frühgeburt ''induziert.برای نجات مادر، یک زایمان زودرس را «القا کردیم».
- Die private Mehrnachfrage trifft auf ein starres Angebot und ''induziert'' allgemeine Preissteigerungen.تقاضای اضافی خصوصی با یک عرضه ثابت برخورد میکند و باعث «ایجاد» افزایش قیمتهای عمومی میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(علمی، پزشکی) القا کردن، تحریک کردن، موجب شدن، باعث شدن.
- Der Stoff kann eine allergische Reaktion induzieren.این ماده میتواند یک واکنش آلرژیک را القا کند.
- Stress kann Krankheiten induzieren.استرس میتواند باعث بیماریها شود.