infizieren

Aussprache: /ɪnfɪˈtsiːʁən/
Wortzerlegung: in·fi·zie·ren
فعل

آلوده کردن، عفونی کردن، مبتلا کردن

Beispiele

  • Der grippekranke Kollege ''infizierte'' die gesamte Belegschaft.همکار مبتلا به آنفولانزا تمام کارکنان را آلوده کرد.
  • Offene Brandwunden sind ein idealer Nährboden für Bakterien und ''infizieren'' sich oft.سوختگی‌های باز بستر مناسبی برای باکتری‌ها هستند و اغلب عفونی می‌شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(پزشکی) کسی یا چیزی را با میکروب، ویروس یا بیماری آلوده کردن.

  • Das Virus kann viele Menschen infizieren.این ویروس می‌تواند افراد زیادی را آلوده کند.
  • Er hat sich mit einer Erkältung infiziert.او به سرماخوردگی مبتلا شده است.
2 Akkusativ + mit + Dativ

(مجازی) کسی را با یک ایده، شور و شوق یا احساس خاصی تحت تأثیر قرار دادن.

  • Seine Begeisterung infizierte das ganze Team.شور و شوق او تمام تیم را تحت تأثیر قرار داد.
  • Sie infizierte ihn mit ihrer Liebe zur Musik.او او را با عشقش به موسیقی آلوده کرد (تحت تأثیر قرار داد).