inflatieren
کاهش ارزش پول (به دلیل تورم)، ارزش پول را کم کردن
Beispiele
- Die Begründung liegt schon in der oben angeführten Möglichkeit der Geldschöpfungsanstalt, trotz der Notensteuer zu ''inflatieren''.دلیل آن در امکان ذکر شده در بالا برای مؤسسه خلق پول نهفته است که علیرغم مالیات بر اسکناس، ارزش پول را کاهش دهد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(اقتصادی) ارزش پول را کاهش دادن و قیمتها را افزایش دادن؛ تورم ایجاد کردن.
- Eine zu hohe Geldmenge kann die Wirtschaft inflatieren.حجم پول بیش از حد میتواند اقتصاد را متورم کند.
- Die Preise wurden künstlich inflatiert.قیمتها به طور مصنوعی متورم شدند.