inhomogen
ناهمگن، نامتجانس، نامنظم
Bedeutungen
1
متشکل از اجزای مختلف که به طور یکنواخت مخلوط نشدهاند؛ ناهمسان یا نامرتب.
- Die Bodenprobe war inhomogen und enthielt verschiedene Mineralien.نمونه خاک ناهمگن بود و حاوی مواد معدنی مختلفی بود.
- Die Bevölkerung der Stadt ist sehr inhomogen.جمعیت شهر بسیار ناهمگن است.
- Eine inhomogene Mischung kann zu ungleichmäßigen Ergebnissen führen.یک مخلوط ناهمگن میتواند منجر به نتایج ناهموار شود.