inkongruent

Aussprache: /ɪnkɔnɡruˈɛnt/
Worttrennung: in·kon·gru·ent
صفت

نامنطبق، ناهمخوان، ناهم‌نهشت (هندسه)

Bedeutungen

1

در هندسه، دو شکل یا جسم که کاملاً بر هم منطبق نمی‌شوند، حتی اگر ابعاد یکسانی داشته باشند (مانند دست راست و چپ). همچنین به معنای ناهمخوان، ناسازگار یا نامتناسب.

  • Die Hände sind inkongruent, obwohl sie ähnliche Formen haben.دست‌ها ناهم‌نهشت هستند، اگرچه اشکال مشابهی دارند.
  • Die Aussagen der Zeugen waren inkongruent und widersprüchlich.اظهارات شهود ناهمخوان و متناقض بود.
  • Die beiden Muster sind inkongruent und passen nicht zusammen.این دو الگو ناهم‌راستا هستند و با هم مطابقت ندارند.