inkubieren

Aussprache: /ɪnkuˈbiːrən/
Wortzerlegung: in·ku·bie·ren
فعل

انکوبه کردن، پرورش دادن (بیماری یا باکتری)

Beispiele

  • Die so behandelten Präparate wurden zusammen mit zwei nicht mit Speichel beschickten Kontrollschnitten in einem Brutkasten bei 379 C für etwa 2 Stunden ''inkubiert''.نمونه‌های تیمار شده به این روش به همراه دو برش کنترل بدون بزاق در یک انکوباتور در دمای 379 درجه سانتیگراد برای حدود 2 ساعت «انکوبه شدند».

Bedeutungen

1 Akkusativ

در انکوباتور قرار دادن یا در شرایط مناسب برای رشد و تکثیر نگهداری کردن (مثلاً تخم، باکتری، ویروس).

  • Die Eier werden 21 Tage lang inkubiert.تخم‌ها به مدت ۲۱ روز جوجه‌کشی می‌شوند.
  • Die Bakterien wurden bei 37°C inkubiert.باکتری‌ها در دمای ۳۷ درجه سانتی‌گراد پرورش داده شدند.