inlinen

Aussprache: /ˈɪnlaɪ̯nən/
Wortzerlegung: in·li·nen
فعل

اینلاین اسکیت‌سواری کردن

Beispiele

  • Wollen wir noch eine Runde ''inlinen?می‌خواهیم یک دور دیگر اینلاین اسکیت‌سواری کنیم؟
  • Sally und ich ''sind'' gestern zusammen ''geinlinet.سالی و من دیروز با هم اینلاین اسکیت‌سواری کردیم.
  • Als Hubert noch mehr ''inlinete,'' war er nicht so dick.وقتی هوبرت بیشتر اینلاین اسکیت‌سواری می‌کرد، اینقدر چاق نبود.

Bedeutungen

1 intransitiv

با اسکیت اینلاین حرکت کردن، اسکیت سواری کردن (کلمه‌ای غیررسمی و برگرفته از انگلیسی)

  • Viele Jugendliche inlinen gerne am See.بسیاری از جوانان دوست دارند کنار دریاچه اسکیت سواری کنند.
  • Wir sind gestern den ganzen Nachmittag geinlinet.ما دیروز تمام بعدازظهر اسکیت سواری کردیم.