inlinern
اینلاین اسکیتسواری کردن
Beispiele
- Ich war schon lange nicht mehr ''inlinern.مدتهاست که اینلاین اسکیتسواری نکردهام.
- Jona und Marita ''haben'' am Montag zusammen mit Freunden ''geinlinert.یونا و ماریتا دوشنبه با دوستانشان اینلاین اسکیتسواری کردند.
- Letzte Woche ''seid'' ihr also bis nach Hannover ''geinlinert?هفته گذشته پس تا هانوفر اینلاین اسکیتسواری کردید؟
Bedeutungen
1
intransitiv
با اسکیت اینلاین حرکت کردن، اسکیت سواری کردن (کلمهای بسیار غیررسمی و احتمالاً اشتباه املایی برای 'inlinen' یا اسم جمع 'Inliner' به معنای اسکیتباز)
- Manche Leute inlinern lieber auf der Straße als im Park.بعضی از مردم ترجیح میدهند در خیابان اسکیت سواری کنند تا در پارک.
- Er hat versucht, schnell zu inlinern.او سعی کرد سریع اسکیت سواری کند.