inlineskaten

Aussprache: /ˈɪnlaɪ̯nˌskeːtn̩/
Wortzerlegung: in·li·nes·ka·ten
فعل

اینلاین اسکیت‌سواری کردن

Beispiele

  • Dort drüben ''sind/haben'' wir letztes Jahr immer ''inlinegeskatet.سال گذشته همیشه آنجا اینلاین اسکیت‌سواری می‌کردیم.
  • Lass uns doch nachher noch ''inlineskaten.بیا بعداً اینلاین اسکیت‌سواری کنیم.
  • Meine Schwester ''inlineskatete'' als Kind für ihr Leben gern.خواهرم در کودکی عاشق اینلاین اسکیت‌سواری بود.

Bedeutungen

1 intransitiv

با کفش‌های اسکیت چرخ‌دار (اینلاین اسکیت) حرکت کردن یا ورزش کردن.

  • Am Wochenende ist er oft im Park inlineskaten.او آخر هفته‌ها اغلب در پارک اینلاین اسکیت سواری می‌کند.
  • Wir wollen heute Nachmittag zusammen inlineskaten gehen.ما می‌خواهیم امروز بعدازظهر با هم به اینلاین اسکیت سواری برویم.