innehaben

Aussprache: /ˈɪnəˌhaːbn̩/
Wortzerlegung: in·ne·ha·ben
فعل

عهده‌دار بودن، تصدی کردن، در اختیار داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک مقام، سمت، مسئولیت یا موقعیت شغلی مهم را بر عهده داشتن

  • Er hat seit drei Jahren die Position des Direktors inne.او سه سال است که سمت مدیر را بر عهده دارد.
  • Welche Funktion hat sie in diesem Verein inne?او چه مسؤولیتی در این انجمن دارد؟
2 Akkusativ

دارای کیفیت، ارزش یا ویژگی خاصی بودن (رسمی)

  • Diese alte Tradition hat eine tiefe Bedeutung inne.این سنت قدیمی معنای عمیقی را در خود دارد.