innehaben
عهدهدار بودن، تصدی کردن، در اختیار داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک مقام، سمت، مسئولیت یا موقعیت شغلی مهم را بر عهده داشتن
- Er hat seit drei Jahren die Position des Direktors inne.او سه سال است که سمت مدیر را بر عهده دارد.
- Welche Funktion hat sie in diesem Verein inne?او چه مسؤولیتی در این انجمن دارد؟
2
Akkusativ
دارای کیفیت، ارزش یا ویژگی خاصی بودن (رسمی)
- Diese alte Tradition hat eine tiefe Bedeutung inne.این سنت قدیمی معنای عمیقی را در خود دارد.