innerjüdisch
درونیهودی، بینیهودی
Bedeutungen
1
مربوط به امور، مسائل یا روابط درون جامعه یهودی؛ بین گروهها یا افراد یهودی.
- Die Diskussion über die religiösen Praktiken fand im Rahmen eines innerjüdischen Dialogs statt.بحث در مورد اعمال مذهبی در چارچوب یک گفتگوی درونیهودی برگزار شد.
- Es gab verschiedene Meinungen zu diesem innerjüdischen Thema.نظرات مختلفی در مورد این موضوع درونیهودی وجود داشت.
- Die Organisation fördert den innerjüdischen Austausch und das Verständnis.این سازمان تبادل و درک متقابل درونیهودی را ترویج میکند.