innewohnen
ذاتی بودن، نهفته بودن در
Bedeutungen
1
Dativ
به صورت درونی، طبیعی و ذاتی در چیزی وجود داشتن (معمولاً ویژگی، خطر یا معنی)
- Eine besondere Magie wohnt jedem Anfang inne.یک جادوی خاص در هر آغازی نهفته است.
- Die Gefahr, die dieser Entscheidung innewohnt, ist offensichtlich.خطری که در این تصمیم نهفته است، آشکار است.