inoffiziell
غیررسمی، نانوشته، غیرعلنی
Bedeutungen
1
چیزی که به طور رسمی تأیید یا اعلام نشده است؛ غیررسمی یا غیرعلنی.
- Sie trafen sich zu einem inoffiziellen Gespräch.آنها برای یک گفتگوی غیررسمی ملاقات کردند.
- Es gibt inoffizielle Berichte über eine bevorstehende Entlassung.گزارشهای غیررسمی درباره اخراج قریبالوقوع وجود دارد.
- Die Regeln sind inoffiziell, aber jeder kennt sie.قوانین غیررسمی هستند، اما همه آنها را میدانند.
2
خارج از کانالهای رسمی یا پروتکلهای تعیین شده؛ غیررسمی.
- Er hat eine inoffizielle Rolle in der Organisation.او نقش غیررسمی در سازمان دارد.
- Die Entscheidung wurde auf inoffiziellem Wege getroffen.این تصمیم به صورت غیررسمی گرفته شد.
- Wir haben inoffiziell über die Möglichkeit gesprochen.ما به طور غیررسمی در مورد این امکان صحبت کردیم.