inoffiziell

Aussprache: /ˌɪnʔɔfiˈt͡si̯ɛl/
Worttrennung: in·of·fi·zi·ell
صفت

غیررسمی، نانوشته، غیرعلنی

Bedeutungen

1

چیزی که به طور رسمی تأیید یا اعلام نشده است؛ غیررسمی یا غیرعلنی.

  • Sie trafen sich zu einem inoffiziellen Gespräch.آنها برای یک گفتگوی غیررسمی ملاقات کردند.
  • Es gibt inoffizielle Berichte über eine bevorstehende Entlassung.گزارش‌های غیررسمی درباره اخراج قریب‌الوقوع وجود دارد.
  • Die Regeln sind inoffiziell, aber jeder kennt sie.قوانین غیررسمی هستند، اما همه آنها را می‌دانند.
2

خارج از کانال‌های رسمی یا پروتکل‌های تعیین شده؛ غیررسمی.

  • Er hat eine inoffizielle Rolle in der Organisation.او نقش غیررسمی در سازمان دارد.
  • Die Entscheidung wurde auf inoffiziellem Wege getroffen.این تصمیم به صورت غیررسمی گرفته شد.
  • Wir haben inoffiziell über die Möglichkeit gesprochen.ما به طور غیررسمی در مورد این امکان صحبت کردیم.