Kontraktion
به درونِ، به تویِ (حاصل ادغام in و das)
جملات نمونه برای ins:
Lass uns ''ins'' Haus gehen.
بیایید به درون خانه برویم.
„''Ins'' Basislager am Fuß des Bergs begleiteten ihn sein Bruder Vincent und sein Vater Alfred, der als junger Mann Touren im Himalaja unternommen hatte.“
«وینسنت، برادرش، و پدرش آلفرد که در جوانی سفرهایی به هیمالیا داشت، او را تا کمپ اصلی در پای کوه همراهی کردند.»