ins Gedränge kommen
تحت فشار قرار گرفتن / دچار مشکل شدن
Bedeutungen
1
به معنای قرار گرفتن در موقعیتی شلوغ، پر ازدحام و پر از تنش است که فرد در آن احساس ناراحتی یا فشار میکند. همچنین میتواند به معنای درگیر شدن در یک رقابت یا موقعیت دشوار باشد.
- Als der berühmte Sänger die Bühne betrat, kamen die Fans ins Gedränge.وقتی خواننده مشهور وارد صحنه شد، طرفداران دچار ازدحام شدند.
- Bei der Demonstration kamen die Demonstranten ins Gedränge mit der Polizei.در تظاهرات، تظاهرکنندگان با پلیس درگیر شدند.
- Wenn man versucht, zur Hauptverkehrszeit in die U-Bahn zu steigen, kommt man leicht ins Gedränge.وقتی سعی میکنید در ساعات اوج ترافیک سوار مترو شوید، به راحتی در شلوغی گیر میکنید.
2
به معنای مواجه شدن با مشکلات، چالشها یا فشارهای زیاد در زندگی شخصی یا شغلی است، به طوری که فرد احساس کند در تنگنا قرار گرفته است.
- Nachdem er seinen Job verloren hatte, kam er finanziell ins Gedränge.پس از اینکه شغلش را از دست داد، از نظر مالی دچار مشکل شد.
- Die Firma kommt ins Gedränge, weil die Konkurrenz immer stärker wird.شرکت در تنگنا قرار گرفته است زیرا رقابت روز به روز قویتر میشود.
- Wenn man zu viele Aufgaben gleichzeitig hat, kommt man schnell ins Gedränge.وقتی همزمان کارهای زیادی دارید، به سرعت تحت فشار قرار میگیرید.