ins Klo greifen
گند زدن، اشتباه فاحش کردن
Bedeutungen
1
انجام دادن یک اشتباه بزرگ و فاحش که منجر به عواقب ناخوشایند میشود؛ خرابکاری کردن.
- Er hat bei der wichtigen Präsentation völlig ins Klo gegriffen und alle Daten vergessen.او در ارائه مهم کاملاً گند زد و تمام دادهها را فراموش کرد.
- Mit seiner unüberlegten Bemerkung hat er wieder einmal ins Klo gegriffen.او با اظهار نظر نسنجیدهاش دوباره گند زد.
- Wenn du so unvorbereitet in das Gespräch gehst, wirst du wahrscheinlich ins Klo greifen.اگر با این آمادگی کم وارد گفتگو شوی، احتمالاً گند خواهی زد.