ins Kraut schießen
به سرعت رشد کردن، به سرعت افزایش یافتن، از کنترل خارج شدن
Bedeutungen
1
به معنای رشد سریع و بیرویه، چه در مورد گیاهان (رشد علف هرز) و چه به صورت مجازی در مورد پدیدههایی مانند قیمتها، هزینهها، شایعات یا احساسات که به سرعت افزایش یافته و گاهی از کنترل خارج میشوند.
- Die Mieten in der Stadt schießen ins Kraut.اجارهبها در شهر به سرعت در حال افزایش است.
- Ohne regelmäßiges Schneiden schießen die Pflanzen im Garten bald ins Kraut.بدون هرس منظم، گیاهان باغ به زودی بیرویه رشد میکنند.
- Die Gerüchte über den Skandal schossen wie Pilze aus dem Boden ins Kraut.شایعات مربوط به رسوایی مانند قارچ از زمین به سرعت گسترش یافتند.