ins Ohr gehen

Aussprache: /ɪns ˈoːɐ̯ ˌɡeːən/
Worttrennung: in·s Ohr ·ge·hen
اصطلاح

به دل نشستن، به راحتی به خاطر سپردن

Bedeutungen

1

مفهومی که به راحتی درک شده و به خاطر سپرده می‌شود، یا چیزی که به دل می‌نشیند و مورد پسند واقع می‌شود.

  • Die Erklärung des Lehrers ging mir sofort ins Ohr.توضیحات معلم بلافاصله به دل من نشست.
  • Diese Melodie geht mir nicht mehr aus dem Kopf, sie geht mir wirklich ins Ohr.این ملودی دیگر از ذهنم بیرون نمی‌رود، واقعاً به دلم نشسته است.
  • Die Botschaft der Kampagne sollte den Leuten ins Ohr gehen.پیام این کمپین باید به دل مردم بنشیند.