ins Spiel bringen

Aussprache: /ɪns ˈʃpiːl ˈbʁɪŋən/
Worttrennung: in·s ·Spiel ·brin·gen
اصطلاح

به میان آوردن، مطرح کردن، وارد کردن، دخیل کردن

Bedeutungen

1

به معنای مطرح کردن یک ایده، پیشنهاد، عامل یا فرد در یک بحث، موقعیت یا فرآیند است. همچنین می‌تواند به معنای دخیل کردن یا وارد کردن چیزی یا کسی در یک موقعیت باشد.

  • Er hat einen neuen Vorschlag ins Spiel gebracht, der die Situation verbessern könnte.او پیشنهاد جدیدی را مطرح کرد که می‌تواند وضعیت را بهبود بخشد.
  • Wir müssen verschiedene Faktoren ins Spiel bringen, um eine Lösung zu finden.ما باید عوامل مختلفی را وارد بحث کنیم تا راه‌حلی پیدا کنیم.
  • Die Kinder brachten ihre Spielzeuge ins Spiel und erfanden eine neue Geschichte.بچه‌ها اسباب‌بازی‌هایشان را به میان آوردند و داستان جدیدی اختراع کردند.