ins Wasser fallen

Aussprache: /ɪns ˈvasɐ ˌfalən/
Worttrennung: in·s ·Was·ser fal·len
اصطلاح

ناکام ماندن، بی‌نتیجه ماندن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای شکست خوردن، بی‌نتیجه ماندن یا از بین رفتن یک برنامه، تلاش یا امید است. وقتی چیزی ، یعنی به سرانجام نمی‌رسد و موفق نمی‌شود.

  • Unser Ausflug bei diesem Regen ist leider ins Wasser gefallen.متأسفانه سفر تفریحی ما در این باران بی‌نتیجه ماند.
  • Alle seine Bemühungen, das Projekt zu retten, sind ins Wasser gefallen.تمام تلاش‌های او برای نجات پروژه بی‌نتیجه ماند.
  • Die Verhandlungen sind ins Wasser gefallen, weil keine Einigung erzielt werden konnte.مذاکرات به دلیل عدم دستیابی به توافق، ناکام ماند.