insektenartig

Aussprache: /ɪnˈzɛktn̩ˌʔaʁtɪç/
Worttrennung: in·sek·ten·ar·tig
صفت

حشره‌مانند، شبیه حشره

Bedeutungen

1

دارای ویژگی‌ها یا ظاهری شبیه به حشرات؛ مانند داشتن شش پا، بدن بندبند یا شاخک.

  • Die Kreatur hatte ein seltsames, insektenartiges Aussehen.آن موجود ظاهری عجیب و حشره‌مانند داشت.
  • Manche Spinnen haben insektenartige Merkmale.برخی عنکبوت‌ها ویژگی‌های حشره‌مانند دارند.
  • Das Roboterdesign war bewusst insektenartig gehalten.طراحی ربات عمداً شبیه حشره ساخته شده بود.