inskribieren
ثبتنام کردن در دانشگاه
Beispiele
- Ich habe mich dieses Semester für Germanistik ''inskribiert.من این ترم برای رشته آلمانیشناسی ثبتنام کردهام.
- Studenten, die sich nach dem Bachelorabschluss an derselben Uni für ein Masterstudium ''inskribieren'', können das ebenfalls bis zur Nachfrist tun.دانشجویانی که پس از مقطع کارشناسی در همان دانشگاه برای کارشناسی ارشد ثبتنام میکنند، میتوانند این کار را تا مهلت تمدیدشده نیز انجام دهند.
Bedeutungen
1
sich + an + Dativ
به طور رسمی در یک دانشگاه یا موسسه آموزشی ثبت نام کردن (بیشتر در اتریش و سوئیس رایج است).
- Er hat sich an der Universität Wien inskribiert.او در دانشگاه وین ثبت نام کرده است.
- Man muss sich vor Semesterbeginn inskribieren, um Kurse belegen zu können.باید قبل از شروع ترم ثبت نام کرد تا بتوان واحدها را انتخاب کرد.