inspizieren

Aussprache: /ɪnspiˈtsiːʁən/
Wortzerlegung: in·spi·zie·ren
فعل

بازرسی کردن، معاینه کردن، بررسی دقیق کردن

Beispiele

  • Es war Zeit, die Aggregate zu ''inspizieren''.وقت آن بود که مجموعه‌ها را بازرسی کنیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به دقت بررسی کردن، معمولاً برای یافتن نقص یا اطمینان از رعایت استانداردها

  • Der Beamte inspizierte die Baustelle auf Sicherheitsmängel.مامور، محل ساخت و ساز را از نظر نقص‌های ایمنی بازرسی کرد.
  • Vor dem Kauf sollte man das Auto gründlich inspizieren.قبل از خرید باید ماشین را به دقت معاینه کرد.