قید
سالم، در وضعیت خوب، قابل استفاده (معمولاً در ترکیب "instand halten" به معنای نگهداری کردن)
جملات نمونه برای instand:
Damit das Mauerwerk ''instand'' bleibt, muss es regelmäßig überprüft und ausgebessert werden.
برای اینکه دیوار سالم بماند، باید به طور منظم بررسی و تعمیر شود.