instand besetzen

Aussprache: /ɪnˈʃtant bəˈzɛtsn̩/
Worttrennung: in·stan·d ·be·set·zen
فعل

اشغال و بازسازی کردن (ساختمان متروکه)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) instand besetzen

اشغال غیرقانونی یک ساختمان متروکه یا بلااستفاده و همزمان شروع به بازسازی و آماده‌سازی آن برای سکونت یا استفاده (اصطلاح رایج در جنبش‌های اجتماعی و اشغالگری).

  • Die Aktivisten besetzten das leerstehende Haus und begannen, es instand zu setzen.فعالان خانه خالی را اشغال کردند و شروع به بازسازی آن نمودند.
  • Sie wollen die alte Fabrik instand besetzen und in ein Kulturzentrum umwandeln.آنها می‌خواهند کارخانه قدیمی را اشغال کرده و به مرکز فرهنگی تبدیل کنند.