instand setzen
تعمیر کردن، مرمت کردن، بازسازی کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) instand setzen
دستگاه، ساختمان، ماشین یا وسیله آسیبدیده را تعمیر، مرمت و دوباره آماده به کار کردن
- Der Handwerker hat die defekte Heizung wieder instand gesetzt.تعمیرکار سیستم گرمایشی خراب را دوباره تعمیر و آماده به کار کرد.
- Wir müssen das alte Gebäude grundlegend instand setzen.ما باید ساختمان قدیمی را به طور اساسی بازسازی کنیم.