intellektuell
روشنفکرانه، ذهنی، عقلانی، فکری
Bedeutungen
1
مربوط به یا درگیر فعالیتهای فکری و عقلانی؛ نیازمند استفاده از عقل و تفکر.
- Sie hat ein starkes intellektuelles Interesse an Philosophie.او علاقه فکری قوی به فلسفه دارد.
- Das Buch ist sehr anspruchsvoll und intellektuell.این کتاب بسیار چالشبرانگیز و فکری است.
- Er sucht nach intellektueller Stimulation.او به دنبال تحریک فکری است.
2
دارای تواناییهای ذهنی بالا؛ اهل تفکر و مطالعه.
- Er ist ein sehr intellektueller Mensch.او فردی بسیار روشنفکر است.
- Die Gruppe bestand aus vielen intellektuellen Persönlichkeiten.این گروه متشکل از شخصیتهای روشنفکر زیادی بود.
- Sie bevorzugt intellektuelle Gespräche.او گفتگوهای فکری را ترجیح میدهد.
3
مربوط به دانش یا درک، نه تجربه عملی یا احساسات.
- Die Erklärung war rein intellektuell und nicht emotional.این توضیح کاملاً ذهنی بود و نه احساسی.
- Er hat eine intellektuelle Neugier.او کنجکاوی فکری دارد.
- Das ist eine intellektuelle Übung.این یک تمرین فکری است.