فعل
بازداشت کردن، اردوگاه فرستادن (مخالفان سیاسی)
معانی و تعاریف internieren:
- بازداشت کردن، توقیف کردن، در اردوگاه نگه داشتن (معمولاً به دلایل سیاسی یا نظامی)
جملات نمونه برای internieren:
In Guantanamo sind viele Menschen ''interniert.''
بسیاری از افراد در گوانتانامو بازداشت شدهاند.
Während des Krieges wurden viele Zivilisten interniert.
در طول جنگ، بسیاری از غیرنظامیان بازداشت شدند.
Die Regierung hat beschlossen, die Dissidenten zu internieren.
دولت تصمیم گرفت مخالفان را بازداشت کند.