فعل
استیضاح کردن، توضیح خواستن
معانی و تعاریف interpellieren:
- در پارلمان یا مجلس، از یک وزیر یا دولت درباره موضوعی سؤال رسمی پرسیدن، استیضاح کردن
جملات نمونه برای interpellieren:
"Manche Verfassungsurkunden (z. B. die preußische, Art. 81) räumen den Kammern ausdrücklich das Recht ein, die Regierung zu ''interpellieren.''"
«برخی از اسناد قانون اساسی (مانند قانون پروس، ماده ۸۱) صراحتاً به مجلسین حق میدهند که از دولت توضیح بخواهند.»
Die Opposition interpellierte den Minister zur aktuellen Wirtschaftslage.
اپوزیسیون وزیر را در مورد وضعیت اقتصادی فعلی استیضاح کرد.
Ein Abgeordneter kann die Regierung interpellieren.
یک نماینده مجلس میتواند از دولت سؤال کند.