فعل
درونیابی کردن
معانی و تعاریف interpolieren:
- مقادیر ناشناخته را بر اساس مقادیر شناخته شده درونیابی یا میانیابی کردن (در ریاضیات، آمار، علوم کامپیوتر)
جملات نمونه برای interpolieren:
„R verfügt über verschiedene vorbereitete Möglichkeiten, zwischen gegebenen Datenpunkten im zweidimensionalen Raum zu ''interpolieren'' und Daten zu fitten.“
R دارای امکانات مختلفی برای درونیابی بین نقاط داده داده شده در فضای دو بعدی و برازش دادهها است.
Wir müssen die fehlenden Datenpunkte interpolieren.
ما باید نقاط دادهای از دست رفته را درونیابی کنیم.
Die Software kann die Kurve genau interpolieren.
این نرمافزار میتواند منحنی را به دقت میانیابی کند.