فعل
تفسیر کردن، تعبیر کردن، اجرا کردن (موسیقی)
معانی و تعاریف interpretieren:
- (متن، داده، رویداد) را تفسیر کردن، تعبیر کردن، معنای آن را توضیح دادن
- (موسیقی، نقش) را اجرا کردن، بازسازی کردن با درک و سبک شخصی
جملات نمونه برای interpretieren:
Darwin ''interpretierte'' seine Beobachtungen als Evolution.
داروین مشاهدات خود را به عنوان تکامل «تفسیر کرد».
Es ist oft schwer, Gedichte zu ''interpretieren.''
تفسیر کردن شعرهای اغلب کار سختی است.
Die Pianistin ''interpretierte'' Walzer und Mazurken von Chopin.
نوازنده پیانو والتسها و مازورکاهای شوپن را «اجرا کرد».