intraossär
دروناستخوانی
Bedeutungen
1
اصطلاح پزشکی که به موقعیت یا عمل درون استخوان اشاره دارد. مثلاً تزریق دروناستخوانی.
- Der Arzt entschied sich für eine intraossäre Infusion.پزشک تزریق دروناستخوانی را انتخاب کرد.
- Die intraossäre Punktion dient der Entnahme von Knochenmark.پونکسیون دروناستخوانی برای نمونهبرداری از مغز استخوان استفاده میشود.
- Bei Notfällen kann der intraossäre Zugang lebensrettend sein.در موارد اضطراری، دسترسی دروناستخوانی میتواند نجاتبخش باشد.