intrigieren
توطئه کردن، زیراب کسی را زدن، بدگویی کردن
Beispiele
- Bei ihnen ''intrigiert'' jeder gegen jeden.پیش آنها هر کس علیه دیگری «توطئه میکند».
Bedeutungen
1
intransitiv / gegen + Akkusativ
توطئه چیدن یا دسیسه کردن (معمولاً علیه کسی یا برای رسیدن به هدفی).
- Hinter den Kulissen wurde viel intrigiert.پشت صحنه دسیسههای زیادی چیده شد.
- Er versuchte, gegen seinen Kollegen zu intrigieren, um dessen Position zu übernehmen.او تلاش کرد علیه همکارش دسیسه کند تا موقعیت او را به دست آورد.