قید
چیزی را خورده/نوشیده بودن (عامیانه)، چیزی را فهمیده/درک کرده بودن (عامیانه)
جملات نمونه برای intus:
Ich habe schon drei Maß Bier ''intus.''
من قبلاً سه ماگ آبجو نوشیدهام.
Ruf mich morgen früh an, sobald du den nötigen Kaffee ''intus'' hast, um wach zu sein.
فردا صبح به محض اینکه قهوه لازم را نوشیدی تا بیدار شوی، به من زنگ بزن.
Er hat einen ''intus.''
او مست است.