invadieren
حمله کردن، هجوم آوردن؛ (پزشکی) درگیر کردن، آلوده کردن
Beispiele
- Wenn die Touristen unseren schönen Ostseeort ''invadieren'', ist es mit der Ruhe vorbei.وقتی توریستها به شهر زیبای ما در دریای بالتیک هجوم میآورند، آرامش از بین میرود.
- Die meisten Völker (besonders Altperser, Griechen, Araber und Mongolen), die Vorderindien im Laufe der Jahrhunderte ''invadierten'', haben dort bis heute ihre kulturellen Spuren hinterlassen.اکثر اقوامی که در طول قرون به هند حمله کردند (به ویژه پارسیان باستان، یونانیان، اعراب و مغولها)، تا به امروز آثار فرهنگی خود را در آنجا به جا گذاشتهاند.
- Manche Virustypen, zum Beispiel Mumpsviren, ''invadieren'' das zentrale Nervensystem.برخی از انواع ویروسها، مانند ویروس اوریون، سیستم عصبی مرکزی را درگیر میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به زور وارد سرزمینی شدن، اشغال کردن (کشور، منطقه)
- Die feindlichen Truppen invadierten das Nachbarland.نیروهای دشمن به کشور همسایه حمله کردند.
- Sie planten, die Insel zu invadieren.آنها قصد داشتند جزیره را اشغال کنند.
2
Akkusativ
به سرعت و به تعداد زیاد وارد جایی شدن، هجوم آوردن (مثلاً حشرات، گردشگران)
- Touristen invadieren die Stadt in den Sommermonaten.گردشگران در ماههای تابستان به شهر هجوم میآورند.
- Schädlinge invadierten die Ernte.آفات به محصول حمله کردند.