inventarisieren
موجودی گرفتن، صورتبرداری کردن، فهرست کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
موجودی گرفتن از کالاها، اموال یا داراییها، فهرستبرداری کردن
- Wir müssen alle Geräte und Möbel im Büro inventarisieren.ما باید تمام وسایل و مبلمان در دفتر را موجودی بگیریم.
- Das Museum hat seine gesamte Sammlung sorgfältig inventarisiert.موزه تمام مجموعه خود را با دقت فهرستبرداری کرده است.