inventarisieren

Aussprache: /ɪnvɛntaʁiˈziːʁən/
Wortzerlegung: in·ven·ta·ri·sie·ren
فعل

موجودی گرفتن، صورت‌برداری کردن، فهرست کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

موجودی گرفتن از کالاها، اموال یا دارایی‌ها، فهرست‌برداری کردن

  • Wir müssen alle Geräte und Möbel im Büro inventarisieren.ما باید تمام وسایل و مبلمان در دفتر را موجودی بگیریم.
  • Das Museum hat seine gesamte Sammlung sorgfältig inventarisiert.موزه تمام مجموعه خود را با دقت فهرست‌برداری کرده است.