investigativ
تحقیقی، کاوشگرانه (معمولاً در روزنامهنگاری)
Bedeutungen
1
مرتبط با تحقیق، جستجو و کشف اطلاعات عمیق و پنهان، به ویژه در روزنامهنگاری تحقیقی (investigative journalism).
- Die Journalistin betreibt seit Monaten investigativ Recherche zu dem Skandal.این روزنامهنگار ماههاست که تحقیقات کاوشگرانهای درباره این رسوایی انجام میدهد.
- Ein investigativer Bericht deckte Korruption in der Regierung auf.یک گزارش تحقیقی فساد در دولت را فاش کرد.
- Die Polizei hat eine investigativ Abteilung, die sich mit komplexen Fällen befasst.پلیس بخشی تحقیقاتی دارد که به پروندههای پیچیده رسیدگی میکند.