investigieren

Aussprache: /ɪnvɛstiˈɡiːʁən/
Worttrennung: in·ves·ti·gie·ren
فعل

تحقیق کردن, بررسی کردن, کاوش کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas / jemanden)

تحقیق کردن، بررسی کردن (به خصوص در مورد یک جرم، یک موضوع پیچیده، یک ادعا یا یک وضعیت نامشخص).

  • Die Polizei hat den Fall seit Wochen investigiert.پلیس از هفته‌ها پیش پرونده را تحقیق کرده است.
  • Wissenschaftler investigieren die Ursachen der Krankheit.دانشمندان دلایل این بیماری را بررسی می‌کنند.