investigieren
تحقیق کردن، بررسی کردن، کاوش کردن
Beispiele
- Die Presse ''investigierte,'' der Stern schrieb mehrmals über die Zustände vor Ort.مطبوعات تحقیق کردند، اشترن چندین بار درباره وضعیت موجود در محل نوشت.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas)
تحقیق کردن، بررسی کردن (به خصوص در مورد یک جرم، یک موضوع پیچیده یا یک ادعا)
- Die Polizei investigiert den Fall.پلیس در حال تحقیق درباره پرونده است.
- Journalisten investigierten die Korruptionsvorwürfe.روزنامهنگاران اتهامات فساد را بررسی کردند.