investigieren
تحقیق کردن, بررسی کردن, کاوش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas / jemanden)
تحقیق کردن، بررسی کردن (به خصوص در مورد یک جرم، یک موضوع پیچیده، یک ادعا یا یک وضعیت نامشخص).
- Die Polizei hat den Fall seit Wochen investigiert.پلیس از هفتهها پیش پرونده را تحقیق کرده است.
- Wissenschaftler investigieren die Ursachen der Krankheit.دانشمندان دلایل این بیماری را بررسی میکنند.