inwärts

Aussprache: /ˈɪnvɛʁts/
Worttrennung: in·wärts
قید

به سمت داخل، رو به داخل

Bedeutungen

1

به معنای حرکت یا جهت‌گیری به سمت داخل یک فضا، مکان یا شیء.

  • Die Straße biegt hier inwärts ab.این خیابان در اینجا به سمت داخل می‌پیچد.
  • Er blickte inwärts in den dunklen Wald.او به سمت داخل جنگل تاریک نگریست.
  • Die Tür öffnete sich langsam inwärts.در به آرامی به سمت داخل باز شد.