inwärts
به سمت داخل، رو به داخل
Bedeutungen
1
به معنای حرکت یا جهتگیری به سمت داخل یک فضا، مکان یا شیء.
- Die Straße biegt hier inwärts ab.این خیابان در اینجا به سمت داخل میپیچد.
- Er blickte inwärts in den dunklen Wald.او به سمت داخل جنگل تاریک نگریست.
- Die Tür öffnete sich langsam inwärts.در به آرامی به سمت داخل باز شد.